معیارهای انتخاب CRM :معیار مهم برای انتخاب CRM سازمانی

انتخاب نرم افزار CRM فقط انتخاب یک ابزار برای ثبت اطلاعات مشتریان نیست. این تصمیم میتواند روی فرآیند فروش، خدمات پس از فروش، بازاریابی، گزارشگیری مدیریتی، کیفیت دادههای مشتریان و نحوه همکاری واحدهای مختلف سازمان اثر مستقیم بگذارد.
به همین دلیل، انتخاب CRM نباید فقط بر اساس ظاهر نرمافزار، تعداد امکانات یا قیمت اولیه انجام شود. یک سیستم CRM زمانی برای سازمان ارزش ایجاد میکند که با نیازهای واقعی کسبوکار، فرآیندهای داخلی، سطح آمادگی کاربران، مدل گزارشگیری و برنامه توسعه آینده هماهنگ باشد.
در این مقاله، مهمترین معیارهای انتخاب نرم افزار CRM را بررسی میکنیم؛ معیارهایی که کمک میکنند پیش از خرید یا پیادهسازی، گزینههای مختلف را دقیقتر ارزیابی کنید و ریسک انتخاب نادرست را کاهش دهید.
چرا انتخاب نرم افزار CRM باید با معیار مشخص انجام شود؟
معیارهای انتخاب CRM باید پیش از مشاهده دمو، مذاکره با فروشنده یا مقایسه امکانات نرمافزار مشخص شوند. اگر سازمان نداند دقیقاً چه مسئلهای را میخواهد با CRM حل کند، احتمالاً درگیر مقایسه امکانات پراکنده، تصمیمگیری احساسی یا انتخاب سیستمی میشود که در عمل با فرآیندهای واقعی سازمان هماهنگ نیست.
بهتر است هر معیار را از سه زاویه بررسی کنید: نیاز سازمان، توان نرمافزار و امکان اجرای موفق در داخل سازمان. به این ترتیب، انتخاب CRM فقط به قابلیتهای فنی محدود نمیشود و عواملی مثل پذیرش کاربران، کیفیت دادهها، پشتیبانی، آموزش و توسعهپذیری نیز در تصمیم نهایی اثر میگذارند.
معیارهای اصلی انتخاب نرم افزار CRM
انتخاب CRM زمانی نتیجه مطلوبی دارد که سازمان پیش از تصمیمگیری، معیارهای ارزیابی خود را مشخص کرده باشد. این معیارها کمک میکنند نرمافزار فقط از نظر امکانات ظاهری بررسی نشود، بلکه تناسب آن با نیازهای واقعی سازمان، فرآیندهای کاری، کاربران، زیرساخت فناوری، امنیت دادهها و برنامه توسعه آینده نیز سنجیده شود.
در ادامه مهمترین معیارهایی را بررسی میکنیم که پیش از خرید یا پیادهسازی نرم افزار CRM باید به آنها توجه شود. این معیارها میتوانند دید دقیقتری از گزینههای موجود ایجاد کنند و احتمال انتخاب سیستمی نامتناسب با نیاز سازمان را کاهش دهند.
1- شفافیت در نیازمندیها و اهداف سازمان
اولین معیار در انتخاب CRM، مشخص بودن نیازهای واقعی سازمان است. پیش از بررسی امکانات نرمافزارها، باید روشن شود CRM قرار است چه مسئلهای را حل کند؛ پراکندگی اطلاعات مشتریان، پیگیری نامنظم سرنخها، نبود گزارشهای مدیریتی، ضعف در خدمات پس از فروش یا ناهماهنگی بین واحدهای فروش، بازاریابی و پشتیبانی.
اگر اهداف سازمان از ابتدا شفاف نباشد، انتخاب CRM به مقایسه امکانات پراکنده یا تصمیمگیری بر اساس ظاهر نرمافزار محدود میشود. در مقابل، وقتی هدفها مشخص باشند، میتوان معیارهای ارزیابی را دقیقتر تعریف کرد و پس از پیادهسازی نیز میزان موفقیت پروژه را سنجید.
برای مثال، هدف یک سازمان ممکن است ایجاد بانک اطلاعاتی متمرکز از مشتریان باشد؛ در حالی که سازمانی دیگر به دنبال مدیریت قیف فروش، تحلیل عملکرد کارشناسان، بهبود خدمات پس از فروش یا یکپارچهسازی دادههای مشتریان در چند واحد مختلف است. هرکدام از این اهداف، نوع متفاوتی از CRM و پیادهسازی را میطلبد.
2- تناسب CRM با نحوه کار کاربران
CRM زمانی موفق میشود که کاربران نهایی بتوانند آن را در کار روزانه خود بپذیرند و استفاده کنند. بنابراین هنگام انتخاب نرمافزار، فقط نباید نیاز مدیران یا تیم فناوری اطلاعات بررسی شود؛ بلکه باید نحوه کار تیم فروش، بازاریابی، خدمات مشتریان، پشتیبانی، مالی و سایر واحدهای مرتبط نیز در نظر گرفته شود.
اگر استفاده از CRM برای کاربران پیچیده، زمانبر یا جدا از فرآیند واقعی کارشان باشد، احتمال ثبت ناقص اطلاعات، مقاومت در برابر سیستم و بازگشت به روشهای قبلی افزایش پیدا میکند. در مقابل، نرمافزاری که با جریان کاری کاربران هماهنگ باشد و رابط کاربری قابل فهمی داشته باشد، شانس بیشتری برای پذیرش سازمانی دارد.
به همین دلیل، پیش از انتخاب نرم افزار CRM سازمانی بهتر است نقش هر گروه کاربری، نوع دادههایی که وارد سیستم میکند، گزارشهایی که نیاز دارد و فعالیتهایی که باید در CRM انجام دهد مشخص شود.
3- سطح سفارشیسازی و توسعهپذیری
یکی دیگر از معیارهای مهم انتخاب نرم افزار CRM، امکان سفارشیسازی و توسعه آن در آینده است. نیازهای سازمان معمولاً ثابت نمیمانند و با رشد کسبوکار، تغییر فرآیندها، اضافه شدن واحدهای جدید یا تغییر مدل فروش و خدمات، انتظار از CRM نیز تغییر میکند.
پیش از انتخاب CRM باید مشخص شود آیا امکان تغییر فرمها، فیلدها، گردشکارها، سطح دسترسی، داشبوردها و گزارشها وجود دارد یا نه. همچنین باید بررسی شود این تغییرات تا چه اندازه وابسته به توسعه اختصاصی هستند و آیا تیم ارائهدهنده توان پشتیبانی از توسعههای آینده را دارد.
CRM مناسب سازمانها باید بتواند هم نیازهای فعلی را پوشش دهد و هم برای توسعههای بعدی آماده باشد. در غیر این صورت، ممکن است سازمان پس از مدتی با محدودیتهایی روبهرو شود که تغییر یا جایگزینی سیستم را ضروری کند.
4- توانایی یکپارچگی با سیستمهای سازمانی
در بسیاری از سازمانها، CRM تنها سیستم مورد استفاده نیست. نرمافزارهای مالی، اتوماسیون اداری، مرکز تماس، پیامک، ایمیل، پورتال مشتریان، سیستمهای فروش، انبار یا سایر سامانههای عملیاتی نیز بخشی از جریان کاری سازمان هستند. به همین دلیل، توانایی CRM در اتصال به این سیستمها یکی از معیارهای مهم انتخاب است.
اگر CRM با سیستمهای موجود سازمان یکپارچه نشود، بخشی از دادهها همچنان خارج از CRM باقی میماند و کاربران مجبور میشوند اطلاعات را در چند سیستم مختلف ثبت یا جستوجو کنند. این موضوع باعث دوبارهکاری، خطای انسانی، کاهش کیفیت داده و ناقص شدن گزارشهای مدیریتی میشود.
پیش از انتخاب CRM باید مشخص شود این سیستم قرار است با چه ابزارهایی تبادل داده داشته باشد، چه اطلاعاتی باید بهصورت خودکار منتقل شود و کدام واحدها به دادههای مشترک نیاز دارند. این موضوع بهویژه برای سازمانهای متوسط و بزرگ اهمیت بیشتری دارد.
5- تجربه شرکت ارائهدهنده و تیم پیادهسازی
انتخاب CRM فقط انتخاب نرمافزار نیست؛ انتخاب تیمی است که قرار است نیازهای سازمان را تحلیل کند، راهکار مناسب پیشنهاد دهد، سیستم را پیادهسازی کند و پس از استقرار نیز از آن پشتیبانی کند. به همین دلیل، تجربه شرکت ارائهدهنده و تیم پیادهسازی به اندازه امکانات نرمافزار اهمیت دارد.
پیش از تصمیمگیری باید بررسی شود تیم ارائهدهنده چه تجربهای در صنعت یا سازمانهای مشابه دارد، فرآیند نیازسنجی و پیادهسازی آن چگونه است، چه سطحی از آموزش و پشتیبانی ارائه میدهد و آیا توان توسعه یا یکپارچهسازیهای بعدی را دارد یا نه.
در پروژههای CRM سازمانی، ضعف در تحلیل نیازها یا پیادهسازی میتواند باعث شود حتی یک نرمافزار قدرتمند نیز نتیجه مطلوبی ایجاد نکند. بنابراین بررسی تجربه، مسئولیتپذیری و توان پشتیبانی شرکت ارائهدهنده باید بخشی از فرآیند انتخاب باشد.
6- مشارکت مدیران در انتخاب و استقرار CRM
مشارکت مدیران یکی از عوامل مهم در موفقیت CRM است. اگر انتخاب و پیادهسازی CRM فقط به یک واحد محدود شود، احتمال دارد سایر بخشها احساس مالکیت نسبت به سیستم نداشته باشند یا استفاده از آن را جدی نگیرند.
مدیران فروش، بازاریابی، خدمات مشتریان، فناوری اطلاعات و مدیریت ارشد باید در تعریف نیازها، اولویتبندی قابلیتها و تعیین شاخصهای موفقیت نقش داشته باشند. این مشارکت کمک میکند CRM بهعنوان یک ابزار سازمانی دیده شود، نه فقط یک نرمافزار برای ثبت اطلاعات.
همچنین حمایت مدیران در مرحله استقرار باعث میشود کاربران اهمیت استفاده از CRM را بهتر درک کنند و فرآیند تغییر با مقاومت کمتری پیش برود.
7- فازبندی پروژه و کاهش ریسک اجرا
پیادهسازی CRM معمولاً بهتر است بهصورت مرحلهای انجام شود. اجرای همه نیازها در یک فاز میتواند پروژه را طولانی، پیچیده و پرریسک کند. از طرف دیگر، اجرای بسیار سریع و بدون تحلیل کافی نیز ممکن است باعث نادیده گرفتن جزئیات مهم شود.
فازبندی پروژه کمک میکند سازمان ابتدا نیازهای اصلی و ضروری را پیادهسازی کند، بازخورد کاربران را دریافت کند و سپس در فازهای بعدی قابلیتهای تکمیلی را اضافه کند. این رویکرد هم ریسک اجرا را کاهش میدهد و هم پذیرش کاربران را سادهتر میکند.
در زمان انتخاب CRM باید بررسی شود آیا نرمافزار و تیم پیادهسازی امکان اجرای مرحلهای پروژه را دارند یا نه. این موضوع برای سازمانهایی که فرآیندهای متنوع، کاربران متعدد یا نیاز به یکپارچگیهای مختلف دارند اهمیت بیشتری دارد.
8- آموزش، پشتیبانی و پذیرش کاربران
CRM فقط زمانی ارزش ایجاد میکند که کاربران بتوانند از آن درست استفاده کنند. بنابراین آموزش و پشتیبانی نباید به چند جلسه اولیه محدود شود. کاربران واحدهای مختلف، نیازهای آموزشی متفاوتی دارند و باید متناسب با نقش خود آموزش ببینند.
تیم فروش باید بداند چگونه سرنخها، فرصتها و فعالیتهای خود را در CRM مدیریت کند. تیم خدمات مشتریان باید بتواند سوابق مشتری، درخواستها و پیگیریها را مشاهده کند. مدیران نیز باید بتوانند از گزارشها و داشبوردها برای تصمیمگیری استفاده کنند.
پشتیبانی مناسب پس از استقرار نیز اهمیت زیادی دارد. بسیاری از مشکلات CRM در هفتهها و ماههای اول استفاده مشخص میشوند و اگر پاسخ مناسبی برای آنها وجود نداشته باشد، نرخ استفاده کاربران کاهش پیدا میکند.
9- خودکارسازی فرآیندهای فروش و خدمات
یکی از مزیتهای مهم CRM، امکان خودکارسازی فرآیندهاست. هدف از CRM این نیست که کاربران فقط محل ثبت اطلاعات را تغییر دهند؛ بلکه باید بتواند بخشی از کارهای تکراری، یادآوریها، ارجاعها، پیگیریها و مراحل فروش یا خدمات را منظمتر کند.
برای مثال، CRM میتواند پیگیری سرنخها، یادآوری تماسها، ارجاع درخواستهای خدماتی، ارسال پیام، تغییر وضعیت فرصتهای فروش یا ایجاد وظیفه برای کاربران را بر اساس قواعد مشخص انجام دهد. این قابلیتها به کاربران کمک میکند تمرکز بیشتری روی تعامل با مشتری داشته باشند، نه جستوجو و پیگیری دستی کارها.
در زمان انتخاب CRM باید بررسی شود چه فرآیندهایی در سازمان قابلیت خودکارسازی دارند و نرمافزار انتخابی تا چه اندازه میتواند این فرآیندها را بدون پیچیدگی زیاد پشتیبانی کند.
معیارهایی که در انتخاب CRM معمولاً نادیده گرفته میشوند
برخی معیارها در زمان انتخاب CRM کمتر دیده میشوند، اما در موفقیت یا شکست پروژه نقش جدی دارند. یکی از این موارد، کیفیت دادههای فعلی سازمان است. اگر اطلاعات مشتریان ناقص، تکراری یا پراکنده باشد، حتی بهترین نرمافزار CRM هم نمیتواند گزارشهای قابل اعتماد ایجاد کند.
موضوع مهم دیگر، هزینه واقعی مالکیت CRM است. هزینه انتخاب CRM فقط به قیمت خرید نرمافزار محدود نمیشود. پیادهسازی، سفارشیسازی، آموزش کاربران، پشتیبانی، توسعههای آینده، مهاجرت داده و زمان درگیر شدن تیم داخلی نیز باید در تصمیمگیری لحاظ شود.
همچنین باید میزان آمادگی سازمان برای پذیرش CRM بررسی شود. اگر کاربران نهایی در فرآیند انتخاب و پیادهسازی درگیر نشوند، احتمال مقاومت، استفاده ناقص از سیستم و بازگشت به روشهای قبلی افزایش پیدا میکند.
مقالات مرتبط: راهنمای انتخاب CRM مناسب سازمانها
تفاوت معیارهای انتخاب CRM برای کسبوکارهای کوچک و سازمانهای بزرگ
معیارهای انتخاب CRM برای همه سازمانها یکسان نیست. کسبوکارهای کوچک معمولاً به سیستمی نیاز دارند که سریع راهاندازی شود، کاربری سادهای داشته باشد و نیازهای اصلی فروش، پیگیری مشتریان و گزارشگیری را پوشش دهد. در این نوع کسبوکارها پیچیدگی کمتر، هزینه قابل مدیریت و سرعت استقرار اهمیت بیشتری دارد.
در مقابل، سازمانهای متوسط و بزرگ معمولاً به CRM قابل توسعه، امن، یکپارچه و متناسب با فرآیندهای اختصاصی خود نیاز دارند. در این سازمانها مواردی مانند سطح دسترسی کاربران، اتصال به سیستمهای دیگر، سفارشیسازی فرآیندها، گزارشهای مدیریتی، پشتیبانی بلندمدت و تجربه تیم پیادهسازی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بنابراین پیش از انتخاب CRM باید مشخص شود سازمان در چه سطحی از بلوغ فرآیندی قرار دارد و انتظار دارد CRM چه نقشی در ساختار فروش، خدمات مشتریان و تصمیمگیری مدیریتی ایفا کند.
جمعبندی؛ انتخاب CRM از شناخت نیاز سازمان شروع میشود
انتخاب نرم افزار CRM زمانی نتیجه مطلوبی دارد که پیش از مقایسه امکانات نرمافزارها، نیازهای واقعی سازمان مشخص شده باشد. اهداف پیادهسازی، نحوه کار کاربران، وضعیت دادهها، سطح سفارشیسازی، امکان یکپارچگی، تجربه تیم ارائهدهنده، آموزش و پشتیبانی همگی در موفقیت CRM نقش دارند.
اگر سازمان فقط بر اساس ظاهر نرمافزار یا قیمت اولیه تصمیم بگیرد، ممکن است در ادامه با چالشهایی مانند مقاومت کاربران، دوبارهکاری، گزارشهای ناقص یا افزایش هزینههای پنهان روبهرو شود. اما اگر انتخاب CRM بر اساس معیارهای روشن و قابل ارزیابی انجام شود، احتمال موفقیت پروژه و بازگشت سرمایه افزایش پیدا میکند.
انتخاب CRM مناسب زمانی نتیجه بهتری دارد که نیازهای سازمان، فرآیندهای فروش و خدمات، سطح سفارشیسازی، امکان یکپارچگی و مسیر پیادهسازی از ابتدا دقیق بررسی شود. اگر سازمان شما در مرحله ارزیابی یا انتخاب CRM قرار دارد، میتوانید با راهکارهای سامانههای مدیریت بیشتر آشنا شوید.
برای دریافت مشاوره انتخاب و پیادهسازی CRM با ما تماس بگیرید:
021-43919000