شاخص‌های کلیدی عملکرد مرکز تماس در CRM

عادل پورقنبر - آخرین بروز رسانی در 1405/03/30

مرکز تماس 

در بسیاری از سازمان‌ها، مرکز تماس هر روز حجم زیادی از تماس‌ها، درخواست‌ها، نارضایتی‌ها و فرصت‌های بهبود را تولید می‌کند؛ اما تا زمانی که این داده‌ها به‌درستی ثبت، دسته‌بندی و تحلیل نشوند، مدیران دقیقاً نمی‌دانند در مرکز تلفن سازمان چه می‌گذرد. مسئله فقط تعداد تماس‌ها نیست؛ مسئله کیفیت پاسخ‌گویی، سرعت رسیدگی، نرخ حل مسئله، رضایت مشتری و تصمیم‌گیری بر اساس داده است.

چرا مرکز تماس بدون داده قابل مدیریت نیست؟

مرکز تماس بدون داده شفاف، بیشتر بر پایه احساس، تجربه فردی و گزارش‌های پراکنده مدیریت می‌شود. در چنین وضعیتی، ریشه مشکلات به‌درستی تشخیص داده نمی‌شود. ممکن است افت رضایت مشتری به کمبود نیرو نسبت داده شود، در حالی که مشکل اصلی طراحی نادرست صف‌ها، نبود دانش قابل استفاده برای کارشناسان، یا قطع ارتباط میان تماس و تیکت باشد.
وقتی تماس‌ها به داده تبدیل شوند و این داده‌ها در بستر CRM کنار سوابق مشتری، تاریخچه خدمات، شکایات و نتایج پیگیری قرار گیرند، مدیر می‌تواند به‌جای حدس‌زدن، تصمیم بگیرد. این تغییر، مرکز تماس را از یک واحد واکنشی به یک واحد تحلیلی و قابل بهبود تبدیل می‌کند.

مهم‌ترین شاخص‌های وضعیت واقعی مرکز تماس

نخستین دسته از شاخص‌ها، به دسترسی و سرعت پاسخ‌گویی مربوط می‌شوند: مدت انتظار مشتری، نرخ پاسخ‌گویی، نرخ رهاشدن تماس در صف و توزیع تماس‌ها در ساعات مختلف. این شاخص‌ها به مدیر نشان می‌دهند آیا مرکز تماس از نظر ظرفیت و طراحی عملیات متعادل است یا خیر.
دسته دوم، به کیفیت رسیدگی مربوط می‌شود: میانگین زمان رسیدگی، نرخ حل مسئله در اولین تماس، تعداد تماس‌های تکراری برای یک موضوع، نسبت ارجاع به واحدهای دیگر و نرخ بازگشایی درخواست‌ها. این بخش معمولاً تصویر دقیق‌تری از بلوغ عملیاتی مرکز تماس ارائه می‌دهد.
دسته سوم، شاخص‌های تجربه مشتری هستند: رضایت پس از تماس، میزان شکایت‌های مرتبط با پاسخ‌گویی، زمان بستن تیکت و نسبت پرونده‌های معوق. اگر این شاخص‌ها در کنار هم دیده شوند، سازمان می‌تواند تشخیص دهد آیا مرکز تماس فقط تماس پاسخ می‌دهد یا واقعاً مسئله مشتری را حل می‌کند.

CRM چگونه داده‌های مرکز تماس را یکپارچه و قابل تحلیل می‌کند؟

قدرت CRM زمانی آشکار می‌شود که تماس صرفاً یک رکورد تلفنی نباشد، بلکه به پرونده واقعی مشتری متصل شود. در این حالت، تماس ورودی می‌تواند با هویت مشتری، سوابق خرید، درخواست‌های قبلی، شکایات ثبت‌شده، فعالیت‌های انجام‌شده و حتی وضعیت قرارداد یا خدمات پس از فروش مرتبط شود.
این یکپارچگی دو نتیجه مهم دارد. اول اینکه کارشناس مرکز تماس در همان لحظه پاسخ‌گویی، تصویری کامل‌تر از مخاطب در اختیار دارد و می‌تواند پاسخ مناسب‌تری بدهد. دوم اینکه مدیران می‌توانند داده‌های تماس را در کنار داده‌های خدماتی و فروش تحلیل کنند و متوجه شوند هر اختلال در مرکز تماس چه اثر مستقیمی بر رضایت مشتری، هزینه خدمت و عملکرد کل سازمان دارد.

چه خطاهایی باعث برداشت اشتباه از عملکرد مرکز تماس می‌شود؟

یکی از خطاهای رایج این است که عملکرد خوب را فقط با تعداد تماس پاسخ‌داده‌شده بسنجیم. این معیار به‌تنهایی می‌تواند گمراه‌کننده باشد؛ زیرا تماس زیاد پاسخ‌داده‌شده الزاماً به معنی حل بهتر مسائل نیست.
خطای دوم، تحلیل شاخص‌ها به‌صورت جداگانه است. برای مثال، اگر میانگین زمان رسیدگی کاهش یابد اما نرخ تماس‌های تکراری بالا برود، ممکن است کارشناسان فقط تماس را سریع‌تر ببندند، نه اینکه مشکل را حل کنند. بنابراین KPIهای مرکز تماس باید به‌صورت سیستمی و در کنار هم تفسیر شوند.
خطای سوم، بی‌توجهی به داده‌های کیفی است. بسیاری از سازمان‌ها حجم تماس را می‌بینند اما علت تماس، نوع مسئله، کیفیت پاسخ یا نظر مشتری بعد از تماس را ثبت نمی‌کنند. بدون این لایه کیفی، تحلیل ناقص خواهد بود.
 

در اینفوگراف زیر به آمارهای مهمی از نحوه خدمات‌دهی سازمان‌ها از طریق سیستم ارتباط تلفنی اشاره شده است که قطعا می‌تواند دید مناسب‌تری به مدیران کسب‌وکار برای تصمیم‌گیری بهتر جهت بهبود خدمات‌دهی از این کانال ارتباطی بدهد. استفاده از نرم افزار خدمات پس از فروش مناسب می‌تواند بهترین راهکار برای رسیدن به این هدف باشد.

در مراکز تلفن سازمانتان چه می گذرد

ترجمه و تدوین: محمد حمیدیان، عادل پورقنبر 

منبع: مجموعه مقالات شرکت سامانه‌های مدیریت

ایجاد شده در 1395/11/20
نظرات کاربران
ثبت نظر
بالا