دیجیکالا با استقرار CRM شرکت سامانههای مدیریت، مدیریت تجربه مشتری را از یک فرآیند عملیاتی به یک زیرساخت دادهمحور و استراتژیک تبدیل کرد.
این راهکار بر پایه Microsoft Dynamics 365، امکان یکپارچهسازی دادهها، افزایش سرعت تصمیمگیری و بهبود مستمر تجربه مشتری را فراهم کرد.
چالشهای قبل از استقرار
با رشد سریع دیجیکالا، حجم بسیار بالای دادهها و تعاملات روزانه، مدیریت یکپارچه اطلاعات مشتریان و تصمیمگیری سریع به یکی از چالشهای اصلی تبدیل شده بود.
- عدم دسترسی سریع کارشناسان به اطلاعات کامل مشتری
- حجم بسیار بالای رکوردها و تعاملات روزانه
- دشواری اعتماد به دادهها در تصمیمگیری
- عدم شفافیت در مسیر و توالی فرآیندها
- وابستگی به گزارشهای Passive به جای دادههای لحظهای
دستاوردهای بعد از استقرار
با پیادهسازی Microsoft Dynamics CRM، دیجیکالا توانست یک زیرساخت یکپارچه برای مدیریت تجربه مشتری ایجاد کند که نهتنها فرآیندها را بهبود داد، بلکه تصمیمگیری را به سطح عملیاتی منتقل کرد.
- ایجاد دید ۳۶۰ درجه از مشتری و تمام تعاملات
- دسترسی لحظهای کارشناسان به اطلاعات موردنیاز
- شفاف شدن کامل مسیرهای فرآیندی
- افزایش سرعت پاسخگویی در حجم بالا
- امکان تصمیمگیری مبتنی بر داده در لحظه
- ایجاد زیرساخت دادهای برای تحلیل و بهبود مستمر
- افزایش مقیاسپذیری بدون افت کیفیت خدمات
- خودکارسازی برخی از فرآیندها
چرا سامانههای مدیریت
دیجیکالا پیش از اجرای این پروژه نیز از CRM استفاده میکرد؛ اما با رشد سریع کسبوکار، افزایش پیچیدگی سفر مشتریان و نیاز به تصمیمگیری سریعتر بر اساس اطلاعات دقیقتر، حرکت به سمت یک پلتفرم تحلیلیتر و قابل توسعهتر ضروری شد.
انتخاب سامانههای مدیریت صرفاً انتخاب یک نرمافزار نبود؛ انتخاب یک شریک تخصصی برای طراحی، پیادهسازی و توسعه راهکاری بود که بتواند با نیازهای واقعی دیجیکالا هماهنگ شود، در مقیاس عملیاتی بالا پایدار بماند و امکان یکپارچهسازی با سایر سیستمها را فراهم کند.
توانمندی در شخصیسازی، همراهی در طراحی فرآیندها، پشتیبانی در موقعیتهای حساس و تجربه پیادهسازی راهکارهای CRM بر پایه Microsoft Dynamics 365، از عواملی بود که این همکاری را به بخشی از مسیر تحول تجربه مشتری در دیجیکالا تبدیل کرد.
دید ۳۶۰ درجه مشتری
یکی از اهداف اصلی پروژه، ایجاد یک دید جامع از مشتری بود؛ دیدی که فقط شامل اطلاعات پایه نباشد، بلکه تمام تعاملات، تماسها، درخواستها، سفارشها، اقدامات انجامشده و سوابق ارتباطی مشتری را در یک پروفایل واحد نمایش دهد.
با این رویکرد، کارشناس هنگام ارتباط با مشتری میتواند در لحظه بداند مشتری در چه وضعیتی قرار دارد، قبلاً چه موضوعاتی را پیگیری کرده، چه اقداماتی برای او انجام شده و درخواست او در چه مرحلهای است.
این تغییر باعث شد پاسخگویی از حالت جستوجوی پراکنده در چند سیستم خارج شود و کارشناس بتواند با تصویر کاملتری از مشتری، تصمیم دقیقتر و سریعتری بگیرد.
یکپارچهسازی دادهها و کانالهای ارتباطی
پیش از پیادهسازی، اطلاعات مشتری، سفارش، تماسها و درخواستها در بخشهای مختلف پراکنده بود. کارشناس برای بررسی یک موضوع باید اطلاعاتی مثل وضعیت سفارش، مرجوعی، پرداخت، کد تخفیف یا درخواست پشتیبانی را از چند منبع جداگانه بررسی میکرد.
با استقرار CRM، درخواستها صرفنظر از کانال ورود، در یک ساختار واحد ثبت و قابل پیگیری شدند؛ تماس تلفنی، ایمیل، چت، چتبات، فرم سایت و سایر مسیرهای ارتباطی همگی در تاریخچه مشتری قابل مشاهده هستند.
این یکپارچگی باعث شد سابقه ارتباط مشتری از بین نرود، پیگیریها وابسته به افراد نباشد و تیمها بتوانند تصویر کاملتری از تعاملات مشتری داشته باشند.
مرکز تماس و مدیریت تیکت
در وضعیت قبلی، پراکندگی اطلاعات باعث میشد پیگیری مشکلات مشتریان در مرکز تماس زمانبر و وابسته به تجربه فردی کارشناسان باشد. گاهی مشخص نبود هر موضوع در چه مرحلهای قرار دارد، کدام تیم باید پاسخگو باشد یا چه اقداماتی قبلاً روی درخواست انجام شده است.
پس از پیادهسازی، وقتی تیکتی ثبت میشود، مسیر آن در سیستم مشخص میماند. ارجاعات بین تیمها، پاسخها، وضعیت درخواست و اقدامات انجامشده قابل مشاهده است و هر تیم میتواند مسئولیت خود را شفافتر دنبال کند.
بخشی از ثبت تیکتها و ارجاعات نیز بهصورت خودکار انجام میشود. این خودکارسازی، خطای انسانی را کاهش داد و ابهامهایی مثل «مرحله بعدی چیست؟» یا «کدام تیم باید پیگیری کند؟» را تا حد زیادی برطرف کرد.
ساختارسازی و شفافسازی فرآیندها
یکی از خروجیهای مهم پروژه، شفاف شدن توالی فرآیندها بود؛ اینکه هر درخواست از کجا شروع میشود، از چه مراحلی عبور میکند، چه اقداماتی روی آن انجام میشود و در نهایت چگونه به نتیجه میرسد.
در طول پروژه، تیمها تصمیم گرفتند، فرآیندهای عملیاتی خود را دقیقتر بررسی کنند، نقاط مبهم را مشخص کنند و برخی روندها را اصلاح کنند. به همین دلیل، پروژه فقط به راهاندازی یک نرمافزار محدود نشد، بلکه به شناخت بهتر عملیات داخلی سازمان نیز کمک کرد.
نتیجه این ساختارسازی، افزایش شفافیت، کاهش دوبارهکاری، سادهتر شدن پیگیری بین تیمها و فراهم شدن امکان کنترل و بهبود مستمر فرآیندها بود.
توانمندسازی کارشناسان
یکی از محورهای اصلی پروژه، توانمندسازی کارشناسان مرکز تماس و خدمات مشتری بود. هدف این بود که کارشناس بتواند در سریعترین زمان ممکن مسئله مشتری را بررسی کند و برای حل آن، به اطلاعات کامل و قابل اعتماد دسترسی داشته باشد.
با یکپارچهسازی CRM، هنگام تماس مشتری، اطلاعات مرتبط با او، سفارشها، درخواستهای قبلی و سوابق تعاملات در اختیار کارشناس قرار میگیرد. بنابراین کارشناس مجبور نیست از ابتدا همه چیز را از مشتری بپرسد یا بین چند سیستم جستوجو کند.
این تغییر باعث افزایش سرعت پاسخگویی، کاهش پرسشهای تکراری، افزایش دقت تصمیمگیری و بهبود کیفیت تجربه مشتری شد.
تصمیمگیری دادهمحور
دیجیکالا به دنبال بستری بود که دادهها فقط برای گزارشهای مدیریتی Passive استفاده نشوند، بلکه در تصمیمگیریهای روزمره و عملیاتی نیز نقش داشته باشند.
با پیادهسازی این راهکار، دادههای مشتری، درخواستها و تعاملات به شکلی ساختیافته در اختیار کارشناسان، سرپرستان و مدیران قرار گرفت. این موضوع امکان تحلیل دقیقتر، کنترل بهتر وضعیت درخواستها و تصمیمگیری سریعتر را فراهم کرد.
در این نگاه، CRM از یک ابزار ثبت اطلاعات فراتر رفت و به زیرساختی برای تحلیل، بهبود مستمر و مدیریت تجربه مشتری تبدیل شد.
مقیاسپذیری عملیاتی
یکی از نگرانیهای اصلی در دیجیکالا، حجم بسیار بالای داده و تعاملات روزانه بود. در چنین مقیاسی، سرعت رفتوبرگشت اطلاعات، قابلیت اعتماد به دادهها و پایداری سیستم اهمیت حیاتی دارد.
راهکار طراحیشده باید میتوانست حجم بالای تماسها، درخواستها، رکوردها و ارجاعات بین تیمی را مدیریت کند، بدون آنکه کیفیت پاسخگویی یا تجربه مشتری افت کند.
این مقیاسپذیری به دیجیکالا کمک کرد تا در کنار رشد کسبوکار، زیرساخت خدمات مشتری خود را نیز قابل توسعه و قابل کنترل نگه دارد.
توسعهپذیری، شخصیسازی و امنیت
برای سازمانی در مقیاس دیجیکالا، ابزارهای آماده معمولاً پاسخگوی همه نیازها نیستند؛ چون یا انعطاف کافی ندارند یا تغییر آنها در آینده دشوار است. به همین دلیل، قابلیت شخصیسازی، توسعه و نگهداری بلندمدت از معیارهای مهم انتخاب راهکار بود.
در این پروژه، راهکار CRM بهگونهای طراحی شد که با فرآیندهای واقعی کسبوکار تطبیق پیدا کند و در آینده نیز امکان توسعه داشته باشد. همچنین با توجه به وجود اطلاعات مالی و حساس، مدیریت دسترسیها نیز بهصورت کنترلشده در نظر گرفته شد.
در نتیجه، در کنار یکپارچگی دادهها، هر کاربر فقط به اطلاعاتی دسترسی دارد که برای انجام وظیفه خود به آن نیاز دارد.
CRM بهعنوان زیرساخت مدیریت تجربه مشتری
در دیجیکالا، هدف از پیادهسازی CRM فقط ثبت اطلاعات مشتری یا مدیریت تیکتها نبود. مسئله اصلی این بود که سازمان بتواند تجربه مشتری را بر اساس داده، فرآیند و پیگیری شفاف مدیریت کند.
وقتی مشتری با دیجیکالا ارتباط میگیرد، فقط یک درخواست ساده ثبت نمیشود؛ پشت هر تعامل ممکن است موضوعاتی مثل سفارش، مرجوعی، پرداخت، کد تخفیف، پیگیری پشتیبانی یا ارجاع بین تیمها وجود داشته باشد. CRM کمک کرد این مسیرها در یک ساختار واحد قابل مشاهده و قابل پیگیری شوند.
به همین دلیل، این پروژه برای دیجیکالا فراتر از راهاندازی یک نرمافزار بود؛ این راهکار به زیرساختی برای مدیریت بهتر تجربه مشتری، افزایش شفافیت عملیاتی و تصمیمگیری دقیقتر در مقیاس سازمانی تبدیل شد.
سامانه های مدیریت از نگاه مدیران دیجی کالا
CRM برای ما فقط یک ابزار نبود؛ بلکه تغییری در شیوه کار سازمان با مشتریان محسوب میشد. ما پیش از این هم از CRM استفاده میکردیم، اما از جایی به بعد به این نتیجه رسیدیم که باید یک تغییر ساختاری جدی ایجاد کنیم؛ تغییری که بتواند متناسب با نیازهای کسبوکار دیجیکالا، سرعت پاسخگویی و کیفیت تصمیمگیری را افزایش دهد. سامانههای مدیریت در این مسیر به ما کمک کرد تا حرکت به سمت Microsoft Dynamics 365 را با شتاب و اطمینان بیشتری پیش ببریم. آنچه برای من در این همکاری ارزشمند بود، فقط اجرای فنی راهکار نبود؛ بلکه همراهی در طراحی مدل همکاری، پیادهسازی فرایندها و رسیدن به نتیجهای بود که بتواند در عمل برای سازمان قابل استفاده و موفق باشد. اگر بخواهم سامانههای مدیریت را در یک کلمه توصیف کنم، برای ما «همراه» بود.
جناب آقای سهیل الوندی
مدیر کل خدمات مشتریان دیجی کالا
برای ما مهم بود که هم دید دقیقتری نسبت به دادههای مشتریان داشته باشیم و هم فرایندهای پاسخگویی را ساختارمندتر کنیم. اطلاعات مشتری، تعاملات، درخواستها و اقدامات انجامشده باید در یک ساختار یکپارچه ثبت میشد تا بتوانیم دقیقتر، سریعتر و هماهنگتر تصمیم بگیریم. سامانههای مدیریت در تدوین و ارائه راهکارهای خلاقانه برای شکلگیری فرایندهایی که بتوانند گرههای مشتریان ما را بهتر برطرف کنند، ثابتقدم بود. ترکیب تجربه دیجیکالا از نیازهای عملیاتی و تخصص سامانههای مدیریت در حوزه CRM، فرایند و تیکتینگ باعث شد این مسیر منسجمتر پیش برود و به نتیجهای رضایتبخش برسیم. برای من، سامانههای مدیریت فقط یک مجری نبود؛ یک مجری مؤثر بود. من این مجموعه را ساختارمند، منعطف و خلاق شناختم.
جناب آقای امین نرگسی
مدیر ارشد امور مشتریان دیجی کالا
در این پروژه، مسئله فقط ثبت تیکت نبود. برای دیجیکالا مهم بود که اطلاعات سفارش، مرجوعی، پرداخت، کد تخفیف و درخواستهای مشتری در کنار هم دیده شود و مسیر ارجاع بین تیمها شفاف باشد. این شفافیت کمک میکرد تیمها تصویر کاملتری از وضعیت مشتری داشته باشند و پیگیریها با دقت و سرعت بیشتری انجام شود. با وجود اینکه طبق قرارداد قرار بود همکاری ما با تیم سامانههای مدیریت در ساعات کاری انجام شود، اما در مقاطع مختلف پروژه، شرایطی پیش آمد که لازم بود در روزهای تعطیل، خارج از ساعات کاری و حتی نیمهشب با تیم در ارتباط باشیم. این سطح از همراهی و پاسخگویی برای ما در اجرای پروژه اهمیت زیادی داشت. همکاری با سامانههای مدیریت برای ما صرفاً اجرای یک سیستم نبود؛ بلکه تجربهای از همراهی عملیاتی، پیگیری مستمر و حل مسئله در شرایط واقعی پروژه بود.
جناب آقای علیرضا قربان زاده
سرپرست تعالی مشتریان
مرکز تماس هوشمندتر
نمایش سریع اطلاعات مشتری، سفارشها و درخواستهای قبلی هنگام تماس با مرکز پشتیبانی.
پیگیری سفارش و مرجوعی
دسترسی یکپارچه به وضعیت سفارش، مرجوعی، پرداخت، کد تخفیف و درخواستهای مرتبط با خرید مشتری.
تیکتینگ بینتیمی
شفاف شدن مسیر ارجاع تیکتها بین تیمهای پشتیبانی، عملیات، مالی، لجستیک و سایر واحدهای درگیر.
کاهش پرسشهای تکراری
کارشناس دیگر مجبور نیست اطلاعات اولیه را چندباره از مشتری بپرسد یا میان چند سیستم جستوجو کند.
مدیریت حجم بالای داده
ایجاد زیرساختی پایدار برای ثبت، بررسی و استفاده عملیاتی از حجم بالای تعاملات و رکوردهای روزانه.
تجربه مشتری یکپارچه
ثبت همه تعاملات از تماس، ایمیل، چت و چتبات در یک مسیر واحد برای پیگیری دقیقتر تجربه مشتری.